تبلیغات
هیات جوانان بنی هاشمی نوغان مشهد - اصحاب الحسین علیه السلام (1) - مسلم بن عقیل
 
هیات جوانان بنی هاشمی نوغان مشهد
من از کودکی عاشقت بوده ام ؛ قبولم نما گرچه آلوده ام


مسلم بن عقیل بزرگمردی است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش از ولادت وی بر او گریسته است. شیخ صدوق رحمه الله از ابن عباس روایت كرده كه حضرت علی علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: شما عقیل را خیلی دوست دارید؟ فرمود:
«ای وَاللهِ، اِنِّی لَأُحِبُّهُ حبَّین؛ حُبّاً لهُ و َحبّاً ل ِحُبِّ أبی طَالِبٍ لهُ»
«آری بخدا قسم، من از دو جهت او را دوست دارم یكی به خاطر خودش و دیگر برای آنكه ابوطالب او را دوست می داشت».
همانا فرزند او در راه محبت فرزند تو كشته می شود، و دیده ی مؤمنان بر او اشك خواهد ریخت، و ملائكه مقرب بر او صلوات می فرستند.
آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گریست تا اینكه اشك آن بزرگوار بر سینه اش جاری شد، سپس فرمود:
«اِلَی اللهِ أ َشكُو ما تَلقَی عِترَتِی مِن بَعدِی»
«از آنچه بعد از من به عترتم می رسد به خدا شكایت می كنم»
مسلم علیه السلام قاصد حضرت حسین علیه السلام بود. کوفیان او را استقبال کردند، سپس او را تنها گذاردند. جنابش روزی که در کوفه قیام کرد چهارهزار نفر یار داشت. اما با خدعه ی ابن زیاد تنها ماند. عاقبت در حالی که سوار بر اسب در کوچه های کوفه با تنی مجروح می گشت به خانه ی زنی به نام طوعه رسید که در انتظار پسر خود از خانه بیرون آمده بود. مسلم از او طلب آب نمود. زن پس از آب دادن به وی از او خواست تا به منزل خود بازگردد. حضرت فرمود که در کوفه خانه و خانواده ای ندارد. زن پس از آنکه از اسم آن جناب مطلع میشود آن سرور را به خانه میبرد و او را در منزل خود اسکان میدهد و برای او طعام میگذارد. اما آن بزرگوار چیزی نمیخورد. سرانجام با مطلع شدن پسر طوعه از حضور مسلم علیه السلام سپاهیان ابن زیاد به خانهی طوعه می آیند و خانه را محاصره میکنند. مسلم علیه السلام از خانه بیرون میآید و شروع به جنگیدن مینماید. کسی حریف آن بزرگوار نمیشود.

در اثنای جنگ ابن اشعث به مسلم گفت:
تو در امانى خود را به كشتن مده. مسلم گفت: نیازى به امان مكر پیشگان نیست؛ و در حالى كه این چنین رجز مى‏خواند به نبرد با آنان پرداخت:
أَقْسَمْتُ لا أُقْتَلُ إِلّا حُرَّاً وَ انْ رأیتُ المَوت شیئاً نُكْراً
كُلُّ امرِىٍ یوماً مُلاقٍ شَرّاً و یُخلط البارد سُخناً مُرّاً
رُدّ شعاع الشمس فاستقرا أَخافُ أَن أُكْذَبَ أَو اغَرّاً

قسم یاد كرده‏ام كه سرافراز و آزاد كشته شوم، اگر چه مرگ را خوشایند نمى‏بینم. هر كس روزى ممكن است به شرّى برسد و هر سردى اى ممكن است با گرمایى گزنده به هم آمیزد؛ چنان كه پرتو خورشید، زایل مى‏ شود و باز مى‏ گردد. من از این مى ‏ترسم كه به من دروغ بگویند و یا فریبم بدهند.
ابن اشعث خطاب به سربازان خود فریاد زد كه این ننگ و سستى است كه در برابر یك نفر این چنین ضعف نشان دهید، همه با هم به او حمله كنید! در این هنگام مسلم نیز به آنان یورش برد. شمشیر بكیر بن حمران احمرى به لب‏هاى مسلم اصابت و آنها را پاره كرد.
مسلم نیز ضربتى بر بكیر زد و او را از اسب به زیر افكند. سربازان ابن زیاد از پشت به مسلم حمله كردند و او را بر زمین زدند. سپس سلاحش را گرفته و اسیر كردند.
آنگاه مسلم را به سمت قصر ابن زیاد برد، در حالى كه خون، چهره و لباسش را فرا گرفته و مجروح و بسیار تشنه بود. بیرون قصر عده‏ اى از مردم از جمله عمارة بن عقبه، عمرو بن حریث، مسلم بن عمرو و كثیر بن شهاب در انتظار دیدار ابن زیاد نشسته بودند. كوزه آب سردى نیز در كنار درگاه به چشم مى‏ خورد. مسلم رو به آنها كرد و گفت: قدرى از این آب به من بدهید. مسلم بن عمرو گفت: مى ‏بینى كه چقدر سرد است؟ به خدا قسم هرگز از آن نخواهى چشید، مگر آن كه پیش از آن، آب جوشان جهنم را بنوشى. مسلم بن عقیل گفت: واى بر تو، كیستى؟ گفت: من فرزند كسى هستم كه حقّى را كه تو انكار مى‏ كنى مى‏ شناسد و نصیحت پیشوایى را كه تو با او دشمنى مى‏ورزى مى‏ پذیرد و در حالى كه تو با او مخالفت مى‏ كنى، از او اطاعت مى‏ كند.
من مسلم بن عمرو باهلى هستم. مسلم بن عقیل گفت: چه چیز تو را چنین ستم پیشه و سنگ دل كرده است؟
اى فرزند باهله، تو براى رفتن به جهنم و نوشیدن آب جوشان سزاوارترى. سپس مسلم به دیوار تكیه داد و نشست. عمارة بن عقبه غلامش را فرستاد و كوزه آبى آورد و قدرى به مسلم داد، مسلم سه بار ظرف آب را بالا برد ولى هر بار ظرف پر از خون شد. بار آخر دو دندان ثنایاى مسلم در ظرف افتاد و او هرگز نتوانست آب بنوشد. آنگاه گفت: الحمدللّه، اگر این آب روزى من بود آن را مى‏نوشیدم. سپس مسلم را به داخل قصر بردند.
آن سرور را به دارالاماره بردند؛ در حالی که خون از سر و رویش روان بود. او از سر انکار ولایت ابن زیاد به او سلام نکرد. سپس به عمر بن سعد كه در مجلس حاضر بود رو كرد و گفت: اى عمر میان من و تو نسبت فامیلى است. من خواسته ‏اى دارم كه مایلم آن را خصوصى با تو در میان بگذارم و تو مى ‏بایست آن را برآورده سازى. عمر نخست از پذیرش آن خوددارى كرد ولى با اشاره ابن زیاد همراه با مسلم به گوشه‏ اى رفتند. مسلم گفت: در آغاز ورودم به كوفه هفتصد درهم از كسى قرض گرفته ‏ام. شمشیر، زره و اسبم را بفروش و آن را بپرداز ، پیكرم را به خاك بسپار و كسى را نزد حسین علیه السلام بفرست تا او را باز گرداند. زیرا او اكنون به توصیه من بدین سو در حركت است.
ابن زیاد به ابن حمران كه در جنگ با مسلم مجروح شده بود دستور داد تا براى تشفّى دل خود كشتن مسلم را بر عهده بگیرد. بُكیر، مسلم را به بالاى قصر برد. و مسلم بن عقیل در آن حال تكبیر مى‏ گفت و استغفار مى‏ كرد و بر انبیا و ملائكه درود مى ‏فرستاد و مى‏ گفت: خداوندا، میان ما و این گروه كه بر ما ستم روا داشتند، ما را تكذیب كردند و كشتند تو خود حكم بفرما، وقتى به بالاى قصر رسیدند، بكیر سر آن حضرت را از بدن جدا كرد و پیكرش را به بیرون قصر انداخت. سپس وحشت زده نزد عبیدالله بازگشت و گفت: هنگامى كه مسلم را به قتل رساندم ناگهان دیدم  مردى سیاه چهره و زشت در برابرم ایستاده و انگشتان خود را به دهان گرفته است، من با مشاهده آن بسیار ترسیدم!
مسلم بن عقیل در هشتم ذى الحجه سال 60 هجرى در كوفه به شهادت رسید. و سر مباركش را همراه با سر هانى بن عروه به شام فرستادند. یزید دستور داد تا آنها را بر سر در یكى از دروازه‏هاى شهر دمشق آویختند. پیكرش را نیز در بازار قصاب‏هاى كوفه بر روى زمین كشاندند و سپس در همان جا به دار آویختند
خبر شهادت مسلم به وسیله یكى از اهالى كوفه به نام بكر بن معنقه در شَراف یا ثعلبیه به امام حسین علیه السلام رسید. امام علیه السلام از شنیدن آن بسیار اندوه‏گین شد و گریست و سپس فرمود: «انالله و انا الیه راجعون، رحمت خدا بر او باد.» و این سخن را چند بار تكرار كرد. همچنین فرمود: از این پس زندگى بى‏معنا است و خیرى ندارد. بستگان مسلم نیز به شدّت بر آشفتند و گفتند: انتقام مسلم را خواهیم گرفت.




نوع مطلب : اصحاب الحسین علیه السلام، 
برچسب ها : مسلم بن عقیل، مسلم، عقیل، محرم، زندگینامه اصحاب، 72 تن، 72 یار،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 آبان 1393 00:27
سلام سلامی به شیرینی دلت
سلامی به زیبایی بهشت
سایت خیلی خیلی زیبایی داری ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سال تاسیس هیات : 1322 هجری شمسی

روابط عمومی : 09153190600

سامانه اختصاصی پیامک هیات : 10009153190600

ایمیل مدیر وبلاگ : mahdy.2574@gmail.com


باسلام خدمت شمابازدیدکننده محترم! هدف از طراحی این وبلاگ ، معرفی یکی از هیات های مذهبی خیلی قدیمی در شهر مشهد مقدس می باشد که در سال 1322 هجری شمسی توسط عده ای از جوانان محله نوغان مشهد با هدف برپایی جلسات آموزشی و تلاوت قرآن کریم تاسیس گردیده و در شبهای جمعه بصورت "دوره قرآن" در منازل اعضاء برگزار و بحمداله به برکت آن جوانان عزیز که تاکنون عده زیادی از آنان به رحمت ایزدی پیوسته اند و عده ای از آنان نیز درقید حیات می باشند این جلسات همچنان پا برجاست . بیش از هفتاد سال از تاسیس این هیات می گذرد و این جلسات بسیار باشکوهتر و پربار تر از آن ایام و همراه با مراسم سخنرانی،مداحی، مسابقه فرهنگی ، مناسبتهای ویژه و...برگزار میشود. یکی از محاسن جلسات این هیات ، این است که ضمن حفظ سنتهای قدیمی برگزاری جلسات قرآن، سینه زنی و مداحی ، تغییراتی در جهت تنوع و به روز بودن صورت گرفته است از جمله برگزاری مسابقات دوستانه ورزشی،اطلاع رسانی آدرس جلسات ، مناسبتهای مذهبی و یادآوری سالگرد درگذشتگان جلسه و ... از طریق سامانه خصوصی هیات می باشد . افراد زیادی از اعضای این هیات از بدو تاسیس تاکنون برای برپایی و روشن نگاه داشتن چراغ این هیات زحمت کشیده اند و هم اکنون به رحمت خدا رفته اند که انشاالله چنانچه توفیق باشد سعی خواهد شد اطلاعاتی راجع به آنان جمع آوری و درهمین وبلاگ به معرفی آنان بپردازیم . ضمن اینکه این جلسه تعدادی شهید نیز در هشت سال دفاع مقدس تقدیم انقلاب کرده است که حتما به صورت ویژه سعی خواهم کرد زندگینامه ، وصیتنامه و خاطراتی از نزدیکان این شهدای عزیز در آینده ای نزدیک منتشر نمایم . چنانچه شما بازدید کننده محترم از وابستگان و آشنایان و یا اعضای این جلسه می باشید و اطلاعاتی راجع به شهدا و مرحومین این جلسه دارید و یا تمایل به همکاری دارید میتوانید میتوانید ضمن اعلام نظر، شماره تماس و ایمیل خود را از طریق ایمیل mahdy.2574@gmail.com اعلام نمایید تا مطالب شما نیز منتشر گردد.

*******************

توضیح : با توجه به تنوع مطالب این وبلاگ ، برای مطالعه مطلب مورد نظر، ابتدا به قسمت موضوعات رفته و موضوع مطلب مورد نظر را انتخاب نمایید تا تمامی پستهای مرتبط با آن موضوع برایتان بصورت پیوسته وپشت سرهم نمایش داده شود.

مدیر وبلاگ : مهدی رجبی مشهدی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پخش زنده حرم
وصیت شهدا