تبلیغات
هیات جوانان بنی هاشمی نوغان مشهد - اصحاب الحسین علیه السلام (4) - حر بن یزید ریاحی
 
هیات جوانان بنی هاشمی نوغان مشهد
من از کودکی عاشقت بوده ام ؛ قبولم نما گرچه آلوده ام


حر بن یزید ریاحی از اشراف و بزرگان قبیله خویش بود. وى از طرف ابن ‏زیاد به فرماندهى هزار سوار منصوب گشت و براى مقابله با امام حسین علیه السلام از كوفه خارج شد؛ و در ذوحُسُم هنگام ظهر برابر لشكر امام حسین علیه السلام قرار گرفت. امام علیه السلام آب به سپاه و حیواناتشان نوشاندند
.چون وقت نماز ظهر شد، امام علیه السلام به حر فرمود: تو با اصحاب خود نماز مى‏ گزارى؟ گفت: خیر، به شما اقتدا مى‏ كنیم!
در همین گیر و دار نامه عبیداللَّه به حرّ رسید، كه به او فرمان مى‏ داد، حسین علیه السلام را در تنگنا قرار دهد و از او جدا نشود تا او را به كوفه برساند. امام علیه السلام رو به یاران خود كرد و فرمود: برخیزید و سوار شوید، آنها سوار شدند و اهل‏بیت نیز سوار گشتند. امام به همراهانش فرمود:
بازگردید! چون خواستند بازگردند، حر و همراهانش مانع شدند. امام حسین علیه السلام فرمود:
مادرت در سوگت بگرید! چه قصدى دارى؟ گفت: اگر جز شما در این حال با من چنین سخنى مى‏ گفت از او درنمى‏ گذشتم! ولى به خدا سوگند نمى‏ توانم از مادر شما جز به نیكى یاد كنم.
در این جا پیك ابن‏ زیاد رسید. او به حرّ دستور داده بود كه حسین علیه السلام را در تنگنا قرار ده، او و یارانش را در بیابانى خشك و ناامن جاى ده. حرّ نامه را براى آن حضرت‏ خواند، امام فرمود: بگذار ما، در نینوا، یا غاضریه و یا در شفیه فرودآییم. گفت: من این كار را نمى‏ توانم انجام دهم، چون ابن ‏زیاد جاسوس قرار داده و ناظر بر كار من است.
زهیر به امام حسین علیه السلام پیشنهاد كرد كه با حر و لشكریانش بجنگد، امام نپذیرفت و فرمود: من ابتدا به جنگ نمى كنم. حسین علیه السلام رو به حر كرد و فرمود: اندكى ما را به جلو ببر و مقدارى راه پیمودند تا به سرزمین كربلا رسیدند. از آنجا حرّ و یارانش جلوى او را گرفتند و از ادامه راه منع كرده گفتند: اینجا نزدیك فرات است؛ و در همان مكان فرود آمدند و خیمه‏ ها را به پا كردند
داستان پیوستن او هم چنین است:
چون در روز عاشورا امام علیه السلام فریاد برآورد: آیا فریادرسى هست كه به فریاد ما رسد و از خدا جزاى خیر بطلبد؟ و آیا كسى هست كه شرّ این قوم را از حرم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم باز دارد؟
حرّ بن یزید ریاحى با شنیدن فریاد امام علیه السلام، قلبش مضطرب و اشك از چشمان او جارى شد. نزد عمر بن سعد آمد و گفت: آیا با این مرد مى‏ جنگى؟ گفت: آرى به خدا جنگى كه سرها از بدن جدا و دست‏ها قلم شود! حرّ گفت: نمى‏ توانى این كار را به مسالمت ختم كنى؟ جواب داد: ابن‏ زیاد جز جنگ به چیزى دیگر رضا نیست. حرّ اندك اندك به حسین علیه السلام نزدیك مى‏ شد.
حرّ گفت: سوگند به خدا خودم را در میان دوزخ و بهشت مى‏ بینم، و من بهشت را برمى‏ گزینم، هر چند كه مرا پاره پاره كنند و بسوزانند. آن‏گاه اسب تاخت و آهنگ خدمت امام علیه السلام كرد، در حالى كه دست بر سر نهاده بود مى‏ گفت: (بارخدایا به سوى تو بازگشته‏ام، توبه مرا بپذیر كه من رعب و وحشت در دل دوستان تو و فرزندان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم افكندم).
چون خدمت امام علیه السلام رسید، سپرش را واژگون كرد. سلام داد و آن‏گاه عرضه داشت:
اى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم! جانم فدایت باد، من كسى بودم كه بر تو سخت گرفتم، و در این مكان فرود آوردم، گمان نمى‏ كردم كه این گروه با تو چنین رفتار كنند.
به خدا سوگند اگر مى‏ دانستم كه این گروه با تو چنین رفتار مى ‏كنند، هرگز دست به چنین كارى نمى ‏زدم. من از آن‏چه انجام داده ‏ام به درگاه خداى بزرگ توبه مى‏ كنم. آیا توبه من پذیرفته مى‏ شود؟ امام علیه السلام فرمود: آرى، خدا توبه تو را مى ‏پذیرد.


خروج حر از کوفه:
ابن نما نقل میکند که حر به امام حسین علیه السلام عرض کرد:چون عبیدالله مرا به سوی شما فرستاد، از قصر که بیرون آمدم از پشت سرصدایی شنیدم که :
(( اَبشِر یا حُر! بِخَیرٍ )) «ای حر تو را بخیر بشارت باد»
روی گـرداندم کسی را ندیدم باخود گفتم : به خدا بشارت نباشد که من به جنگ باحسین علیه السلام در حرکتم و درخاطرم نگذشت که از شما تبعیت خواهم کرد.
امام حسین علیه السلام فرمودند:
« لَقَد اَصَبتَ اَجراً وَخَیراً یقینا به ثواب ونیکویی رسیده ای»
بعد سیدالشهداء فرمودند: آن بشارت دهنده تو خضرنبی علیه السلام بود.
درکتاب انوار نعمانیه از جماعتی از ثقات نقل شده است : زمانی که فاتح بغداد شاه اسماعیل صفوی به کربلاآمد وچون از بعض مردم طعن برحُر راشنیده بود نزد قبراو آمده و امر به نبش قبر کرد، پس دیدند او را مانند لحظه شهادتش درحالی که دستمالی برسر او بسته شده بود و چون به شاه نقل شده بود که آن دستمال حسین علیه السلام است اراده گرفتن آن دستمال را کرد امازمانی که آنرا باز کردند از رأس شریفش خون جاری شد بطوریکه قبر را پر کرد و با هیچ دستمال دیگری نتوانستند خون رأس شریف را بند بیاورند پس خوبی حال او برآنها روشن شد سپس دستور داد بر قبر او بنایی ساختند و خادمی برآن گماشت.

شهادت حر:
پس ازحبیب بن مظاهر حردرحالی که زهیربن قین از پشت سراوراحمایت میکرد به میدان آمد. همین که به میدان رسید در برابر دشمن ایستاد و دلاورانه مبارزه کرد تا این که حدود چهل نفر را به قتل رسانید. در همین هنگـام بود کـه پیاده نظام بر او حمله ور شـد و جسم بیهوش او بر زمین افتاد، یاران امام او را در برابرخیمه شهدا قراردادند. امام فرمودند:
« قَتلُهُ مِثلُ قَتلَه النَّبِیینَ و آل النَّبیین.»
«شهادت او چون شهادت انبیا و خاندان انبیاست »
سپس امام خون ازصورت او برگرفت وفرمود:
«اَنتَ الحُرّ کَما سَمَّتکَ اُمُّک واَنتَ الحُرّ فِی الدُّنیا وَالاخِرَه.»
«توآزاده ای همان طورکه مادرت تو را نامیده است وتو دردنیا وآخرت آزاده ای»




نوع مطلب : اصحاب الحسین علیه السلام، 
برچسب ها : حربن یزید، حر، آزاده، توبه، محرم، 72 تن، اصحاب،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 آبان 1393 00:45
سایت خیلی خیلی زیبایی داری ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سال تاسیس هیات : 1322 هجری شمسی

روابط عمومی : 09153190600

سامانه اختصاصی پیامک هیات : 10009153190600

ایمیل مدیر وبلاگ : mahdy.2574@gmail.com


باسلام خدمت شمابازدیدکننده محترم! هدف از طراحی این وبلاگ ، معرفی یکی از هیات های مذهبی خیلی قدیمی در شهر مشهد مقدس می باشد که در سال 1322 هجری شمسی توسط عده ای از جوانان محله نوغان مشهد با هدف برپایی جلسات آموزشی و تلاوت قرآن کریم تاسیس گردیده و در شبهای جمعه بصورت "دوره قرآن" در منازل اعضاء برگزار و بحمداله به برکت آن جوانان عزیز که تاکنون عده زیادی از آنان به رحمت ایزدی پیوسته اند و عده ای از آنان نیز درقید حیات می باشند این جلسات همچنان پا برجاست . بیش از هفتاد سال از تاسیس این هیات می گذرد و این جلسات بسیار باشکوهتر و پربار تر از آن ایام و همراه با مراسم سخنرانی،مداحی، مسابقه فرهنگی ، مناسبتهای ویژه و...برگزار میشود. یکی از محاسن جلسات این هیات ، این است که ضمن حفظ سنتهای قدیمی برگزاری جلسات قرآن، سینه زنی و مداحی ، تغییراتی در جهت تنوع و به روز بودن صورت گرفته است از جمله برگزاری مسابقات دوستانه ورزشی،اطلاع رسانی آدرس جلسات ، مناسبتهای مذهبی و یادآوری سالگرد درگذشتگان جلسه و ... از طریق سامانه خصوصی هیات می باشد . افراد زیادی از اعضای این هیات از بدو تاسیس تاکنون برای برپایی و روشن نگاه داشتن چراغ این هیات زحمت کشیده اند و هم اکنون به رحمت خدا رفته اند که انشاالله چنانچه توفیق باشد سعی خواهد شد اطلاعاتی راجع به آنان جمع آوری و درهمین وبلاگ به معرفی آنان بپردازیم . ضمن اینکه این جلسه تعدادی شهید نیز در هشت سال دفاع مقدس تقدیم انقلاب کرده است که حتما به صورت ویژه سعی خواهم کرد زندگینامه ، وصیتنامه و خاطراتی از نزدیکان این شهدای عزیز در آینده ای نزدیک منتشر نمایم . چنانچه شما بازدید کننده محترم از وابستگان و آشنایان و یا اعضای این جلسه می باشید و اطلاعاتی راجع به شهدا و مرحومین این جلسه دارید و یا تمایل به همکاری دارید میتوانید میتوانید ضمن اعلام نظر، شماره تماس و ایمیل خود را از طریق ایمیل mahdy.2574@gmail.com اعلام نمایید تا مطالب شما نیز منتشر گردد.

*******************

توضیح : با توجه به تنوع مطالب این وبلاگ ، برای مطالعه مطلب مورد نظر، ابتدا به قسمت موضوعات رفته و موضوع مطلب مورد نظر را انتخاب نمایید تا تمامی پستهای مرتبط با آن موضوع برایتان بصورت پیوسته وپشت سرهم نمایش داده شود.

مدیر وبلاگ : مهدی رجبی مشهدی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پخش زنده حرم
وصیت شهدا