تبلیغات
هیات جوانان بنی هاشمی نوغان مشهد - اصحاب الحسین علیه السلام (8) - بُریر بن خُضَیْر هَمْدانى
 
هیات جوانان بنی هاشمی نوغان مشهد
من از کودکی عاشقت بوده ام ؛ قبولم نما گرچه آلوده ام

بریر بن خضیر از حماسه‏ سازان كربلا و یاران باوفاى امام حسین علیه السلام بود. وى از خاندان بنى مشرق از قبیله هَمْدان و ساكن كوفه بوده و در دوران امامت على علیه السلام از اصحاب و یاران نزدیك آن حضرت و از بزرگان كوفه به شمار مى‏ رفت. وى سرآمد قاریان روزگار خویش بود و در مسجد جامع كوفه به تدریس و تعلیم قرآن اشتغال داشت.

بریر مردى زاهد، عابد و از بندگان صالح خدا بود؛ و شمارى از رجال‏نویسان كتاب « القضایا والاحكام» را به وى نسبت داده‏ اند.
بریراز یاران برجسته امام حسین علیه السلام و از رزم‏ آوران كارآمد آن حضرت در جریان واقعه خونین كربلا به شمار مى‏ رود. او از كوفه راهى مكه شد و در آنجا به كاروان حسینى پیوست.از مجموع گزارش‏هاى جنگ و نشانه‏ هاى موجود تا حدودى جایگاه و موقعیت رزمى بریر در لشكر امام علیه السلام روشن مى‏ شود. او از پیشاهنگان سپاه و در زمره سواره‏ نظام بود؛ كه گاه به صورت پیك و گاه به نمایندگى از امام علیه السلام با فرمانده و سپاهیان دشمن به گفت‏گو مى‏ پرداخت.
در گزارشى آمده است: پس از آن‏كه حر و یارانش از حركت امام حسین علیه السلام به سوى كوفه جلوگیرى كردند، آن حضرت یاران خود را گردآورد و با آنان از تصمیم نهایى خود سخن گفت؛ و آنها را آزاد گذاشت تا درباره ماندن و كشته شدن، یا رفتن و رهایى از مرگ تصمیم بگیرند. در آن گفت‏گو هر یك از یاران امام علیه السلام پاسخ‏هایى دادند و از آن جمله بریر خطاب به آن حضرت گفت: «به خدا قسم اى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم، پروردگار به بركت وجود شما بر ما منّت نهاد تا براى یارى شما كشته شویم و پیكر ما قطعه قطعه گردد، تا در قیامت از شفاعت جدّت برخوردار شویم، گروهى كه فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را تباه گرداند روى رستگارى را نخواهد دید. واى بر آنها! هنگام رستاخیز خداى را چگونه دیدار مى‏ كنند؟ آنان در آتش جهنّم فریاد هلاكت و مرگ سر مى‏ دهند»!
از آنجا كه بریر براى كوفیان آشنا و شناخته شده بود و امید مى‏ رفت كه گفت‏گوى او با مردم كوفه موجب هدایت و بیدارى آنان شود، امام علیه السلام به او فرمود تا با سپاه ابن سعد سخن گوید. وى نیز در برابر سپاه دشمن قرار گرفت و خطاب به آنان چنین گفت:
« اى مردم از خدا بترسید، اكنون فرزندان و عترت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در مقابل شما قراردارند، بگویید كه مى‏ خواهید با آنان چه بكنید؟» به دنبال آن شمارى از سربازان فریاد برآوردند:
مى‏ خواهیم آنها را نزد عبیداللَّه ببریم تا درباره‏ شان حكم كند. بریر گفت: «آیا نمى‏ پذیرید كه به مكه باز گردند؟ آیا نامه‏ ها و عهد و پیمان‏هاى خود را فراموش كرده‏ اید؟ واى بر شما، اهل بیت پیامبرتان را دعوت كردید تا جانتان را در راهشان فدا كنید، ولى اینك كه نزد شما آمده‏ اند، آنها را به عبیداللَّه بن زیاد تسلیم مى‏ كنید و آب را بر آنان مى‏ بندید و موهبتى را كه یهود، نصارى و مجوس از آن برخوردارند و پرندگان و چرندگان در آن رفت و آمد مى‏ كنند از آنان دریغ مى‏ ورزید؟ درباره فرزندان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم چه بد عمل كردید، خداوند شما را در قیامت سیراب نكند، واى بر شما، این همان حسین علیه السلام سرور بهشتیان است.»
در روایتى دیگر آمده است: بریر از امام علیه السلام تقاضا كرد تا با مردم كوفه سخن گوید.
سپس آنان را مخاطب ساخت و گفت: «اى مردم خداوند محمّد صلى الله علیه و آله و سلم را فرستاد تا مؤمنان را به بهشت بشارت دهد و كافران را از عذاب الهى بیمناك سازد و مردم را به سوى خدا دعوت كند. شما این آب فرات را كه حیوانات از آن برخوردارند، بر فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم بسته ‏اید، آیا این است پاداش محمّد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم؟ سپاس خداى را كه این مردم را به من شناساند. خدایا [ تو گواه باش‏] من از كردار زشت این گروه بیزارم، خدایا آنها را تا هنگام مرگ گرفتار ساز و بر آنان خشم گیر.» در این هنگام كوفیان به سوى او تیر افكندند و او به سپاه خود بازگشت.
بریر در یك وهله دیگر از امام علیه السلام درخواست كرد تا نزد ابن ‏سعد، فرمانده لشكر دشمن رود و او را نصیحت كند، شاید از گمراهى نجات یابند. امام علیه السلام به وى فرمود: هر چه صلاح مى ‏دانى انجام بده. بریر خود را به خیمه ابن‏ سعد رساند و بى ‏آن‏كه سلام كند نشست.
ابن ‏سعد در خشم شد و گفت: من مسلمانم و خدا و رسول را مى ‏شناسم، چرا سلام نكردى؟
بریر گفت: «اگر مسلمان بودى و به خدا و رسولش ایمان داشتى با فرزندان و خاندانش جنگ نمى‏ كردى و آب را به روى آنان نمى‏ بستى. اى عمر، تو ادّعاى مسلمانى مى‏ كنى، ولى در حقیقت با محمّد مصطفى صلى الله علیه و آله و سلم دشمنى. این چه دینى است كه تو دارى، آب فرات در برابر حسین علیه السلام و فرزندان و اهل بیت او مى‏ درخشد و آنان صفاى آب را مى‏ بینند ولى بچه‏ هایشان از تشنگى هلاك مى‏ شوند! در حالى كه لشكر تو و حیوانات بیابان از آن مى ‏نوشند، انصاف بده چگونه تو را مسلمان بدانم، زهى بى‏ تقوایى و سنگدلى و جفاكارى.»
ابن ‏سعد كه تا آن هنگام خاموش مانده بود با بیانى كه نشان دلبستگى شدید وى به مقام‏هاى دنیوى است گفت:
مى‏ گویى از حكومت رى دست بكشم تا دیگرى آن را تصاحب كند، هرگز نمى‏ توانم خود را بر این كار راضى كنم!
در آغاز جنگ، یزید بن معقل از سربازان ابن ‏سعد در برابر بریر قرار گرفت و گفت: اى بریر فكر مى‏ كنى كه خدا با تو چگونه رفتار كرد؟ گفت: خداوند سرنوشت مرا نیك و سرنوشت تو را بد رقم زد. یزید گفت: اى بریر تو پیش از این دروغگو نبودى، ولى اكنون دروغ گفتى. آیا به یاد مى‏ آورى كه در محله بنى‏ لوذان راه مى ‏رفتیم و تو مى‏ گفتى كه عثمان بر خود ستم مى‏ كند، معاویه گمراه و گمراه‏ كننده است و پیشواى راستین و هدایت‏گر حقیقى تنها على بن ابى ‏طالب است. بریر گفت: آرى، شهادت بده كه این رأى و نظر من بود. یزید گفت: گواهى مى ‏دهم كه تو از گمراهانى.
بریر براى اثبات درستى اعتقاد خود به یزید بن معقل پیشنهاد مباهله داد و گفت: بیا تا مباهله كنیم و آن‏گاه دست‏ها را به سوى آسمان بلند كردند و از خداوند خواستند كه دروغگو را لعنت كند و آن را كه راستگو و برحق است بر باطل پیروز گرداند؛ و پس از آن به مبارزه پرداختند. نخست یزید بن معقل ضربتى بر بریر زد كه كارگر نیفتاد، این بار بریر حمله كرد و ضربه‏ اش سر پسر معقل را شكافت و او را بر زمین زد.
به روایتى، بریر پس از شهادت حر بن یزید ریاحى آهنگ میدان كرد و در برابر دشمن چنین رجز مى‏ خواند:
انا بریر و ابى خضیر لیس یروع الاسد عند الزئر
یعرف فینا الخیر اهل خیر اضربكم ولا ارى من ضر
وذاك فعل الخیر من بریر
من بریر، فرزند خضیرم، شیر از غرش نمى‏ ترسد. اهل خیر از خیر خواهى ما آگاهند. من شما را مى‏ زنم و از این كار زیان نمى‏ بینم. این كار آزادمردان است كه از بریر سر مى ‏زند.
او همچنین فریاد برآورد كه ‏اى قاتلان مؤمنان و فرزندان یادگاران پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، پیش بیایید؛ و پس از آن‏كه سى یا چهل تن از سپاه دشمن را از پاى درآورد، با رضى بن منقذ عبدى به ستیز پرداخت. پس از لختى مبارزه، رضى بن منقذ را بر زمین زد و بر سینه‏ اش نشست. رضى فریاد برآورد و از یاران خود كمك خواست. در این هنگام كعب بن جابر با نیزه به بریر حمله كرد و آن را در پشتش فرو برد و سرانجام بریر با ضربات پى در پى شمشیر كعب به شهادت رسید.در زیارت اربعین و زیارت شهدا مى‏ خوانیم ( زیارت رجبیّه)
 «السلام على بریر بن خضیر»




نوع مطلب : اصحاب الحسین علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سال تاسیس هیات : 1322 هجری شمسی

روابط عمومی : 09153190600

سامانه اختصاصی پیامک هیات : 10009153190600

ایمیل مدیر وبلاگ : mahdy.2574@gmail.com


باسلام خدمت شمابازدیدکننده محترم! هدف از طراحی این وبلاگ ، معرفی یکی از هیات های مذهبی خیلی قدیمی در شهر مشهد مقدس می باشد که در سال 1322 هجری شمسی توسط عده ای از جوانان محله نوغان مشهد با هدف برپایی جلسات آموزشی و تلاوت قرآن کریم تاسیس گردیده و در شبهای جمعه بصورت "دوره قرآن" در منازل اعضاء برگزار و بحمداله به برکت آن جوانان عزیز که تاکنون عده زیادی از آنان به رحمت ایزدی پیوسته اند و عده ای از آنان نیز درقید حیات می باشند این جلسات همچنان پا برجاست . بیش از هفتاد سال از تاسیس این هیات می گذرد و این جلسات بسیار باشکوهتر و پربار تر از آن ایام و همراه با مراسم سخنرانی،مداحی، مسابقه فرهنگی ، مناسبتهای ویژه و...برگزار میشود. یکی از محاسن جلسات این هیات ، این است که ضمن حفظ سنتهای قدیمی برگزاری جلسات قرآن، سینه زنی و مداحی ، تغییراتی در جهت تنوع و به روز بودن صورت گرفته است از جمله برگزاری مسابقات دوستانه ورزشی،اطلاع رسانی آدرس جلسات ، مناسبتهای مذهبی و یادآوری سالگرد درگذشتگان جلسه و ... از طریق سامانه خصوصی هیات می باشد . افراد زیادی از اعضای این هیات از بدو تاسیس تاکنون برای برپایی و روشن نگاه داشتن چراغ این هیات زحمت کشیده اند و هم اکنون به رحمت خدا رفته اند که انشاالله چنانچه توفیق باشد سعی خواهد شد اطلاعاتی راجع به آنان جمع آوری و درهمین وبلاگ به معرفی آنان بپردازیم . ضمن اینکه این جلسه تعدادی شهید نیز در هشت سال دفاع مقدس تقدیم انقلاب کرده است که حتما به صورت ویژه سعی خواهم کرد زندگینامه ، وصیتنامه و خاطراتی از نزدیکان این شهدای عزیز در آینده ای نزدیک منتشر نمایم . چنانچه شما بازدید کننده محترم از وابستگان و آشنایان و یا اعضای این جلسه می باشید و اطلاعاتی راجع به شهدا و مرحومین این جلسه دارید و یا تمایل به همکاری دارید میتوانید میتوانید ضمن اعلام نظر، شماره تماس و ایمیل خود را از طریق ایمیل mahdy.2574@gmail.com اعلام نمایید تا مطالب شما نیز منتشر گردد.

*******************

توضیح : با توجه به تنوع مطالب این وبلاگ ، برای مطالعه مطلب مورد نظر، ابتدا به قسمت موضوعات رفته و موضوع مطلب مورد نظر را انتخاب نمایید تا تمامی پستهای مرتبط با آن موضوع برایتان بصورت پیوسته وپشت سرهم نمایش داده شود.

مدیر وبلاگ : مهدی رجبی مشهدی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پخش زنده حرم
وصیت شهدا